تبليغاتX
تخته سیاه
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه...

  •   به هر حال آدم وقتی اینهمه نوجوونای مشتاق می بینه نمی تونه روشون رو زمین بزاره!

            نه که منم خیلی جذاب می نویسم fan زیاد دارم ولی :جوجه اردک زشت وقتی يه قوی زيبا شد همه عکسهای بچگی شو پاره پوره کرد.اما من قول ميدم وقتی يه نويسنده مشهور شدم نوشته های قديميم رو پاره پوره نکنم!(نوشته های قدیمی : همین مزخرفات دیگه!)

  • امروز و فردا هم کنکور برگزار میشه و این ماییم که می شیم : کنکوری!
  • از هیودهمم که .....(آخه اینم گفتن داره؟!)
  • دیگه هیچی !
  • اینم یه داستان کوتاه برای شما !

جرج گفت: خدا چاقو قد کوتاهه.

نيک گفت: نخيرم .لاغرو درازه.

لن گفت:يه ريش سفيد بلند داره.

جان گفت: نه.صورتش سه تيغس.

ويل گفت: سياهپوسته.

باب گفت: سفيد پوسته.

رونداروز گفت: دختره.

من خنديدمو عکسی رو که خدا از خودش گرفته و برام فرستاده بود. به هيچ کدومشون نشون ندادم.

نويسنده:shel silverstain

پ.ن : عرضی نیست!

..

.

نوشته شده توسط محدثه در ساعت 11:50 بعد از ظهر | لینک  | 

زندگی خالی است آن را پر کن
زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو
زندگی یک معادله است موازنه کن
زندگی یک معما است آن را حل کن
زندگی یک تجربه است آن را مرور کن
زندگی یک مبارزه است قبول کن
زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن
زندگی یک سوال است آن را جواب بده
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو
زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان
زندگی درد است آن را تحمل کن
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با آن روبرو بشی

 
نوشته شده توسط الهام در ساعت 6:21 بعد از ظهر | لینک  |