- به هر حال آدم وقتی اینهمه نوجوونای مشتاق می بینه نمی تونه روشون رو زمین بزاره!

نه که منم خیلی جذاب می نویسم fan زیاد دارم![]()
ولی :جوجه اردک زشت وقتی يه قوی زيبا شد همه عکسهای بچگی شو پاره پوره کرد.اما من قول ميدم وقتی يه نويسنده مشهور شدم نوشته های قديميم رو پاره پوره نکنم!
(نوشته های قدیمی : همین مزخرفات دیگه!
)
- امروز و فردا هم کنکور برگزار میشه و این ماییم که می شیم : کنکوری!
-
از هیودهمم که .....(آخه اینم گفتن داره؟!)
-
دیگه هیچی !
-
اینم یه داستان کوتاه برای شما !
جرج گفت: خدا چاقو قد کوتاهه.
نيک گفت: نخيرم .لاغرو درازه.
لن گفت:يه ريش سفيد بلند داره.
جان گفت: نه.صورتش سه تيغس.
ويل گفت: سياهپوسته.
باب گفت: سفيد پوسته.
رونداروز گفت: دختره.
من خنديدمو عکسی رو که خدا از خودش گرفته و برام فرستاده بود. به هيچ کدومشون نشون ندادم.
نويسنده:shel silverstain
پ.ن : عرضی نیست!
..
.
|
زندگی خالی است آن را پر کن |
