تبليغاتX
تخته سیاه
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه...

075225.jpg

شب یلدای همتون مبارک باشه

 قابل توجه خرخون های محترم:امشب می تونین ۱ دقیقه بیشتر تاریخ بخونین!!

هیچی نمیگم تا مطلب الهام رو بخونید و برای جفتمون نظر بدین....

فقط اگه دوست داری بیشتر در مورد شب یلدا بدونی میتونی اینجا رو ببینی!

نوشته شده توسط منظ در ساعت 2:4 قبل از ظهر | لینک  | 

 

یاهو مسنجر یکی دیگر از ابزارهای شیطانی،شیطان بزرگ آمریکا در مسیر هدف بزرگ خود، منحرف کردن جوانان بخصوص جوانان ایرانیست
این وسیله ابزاری نیست جز برای گسترش فحشا و بی ایمانی بر روی زمین که خود را پشت نقاب مقدس یا هو مخفی نموده است
در اولین قدم برای دستیابی به این ابزار کثیف ما شاهد تبلیغات وسیع در زمینه گسترش فرهنگ خدا نا پسندانه و زشت غیبت هستیم

این تنها شروعی از این راه جهنمیست.این شروع در برابر فساد خانه های این ابزار،(اتاق های چت) چیزی نیست.هر گفته ای بدون در نظر گرفتن محرمیت در پنجره های جهنمی این ابزار تبادل می شود و حتا برای یاری در این امر شیطانی ابتکار هایی هم به کار رفته است،ابتکار هایی که جوانان بی مغز ما هیچگاه به درون فاسد آن ها پی نمی برند!
ببینید!!! ترویج فحشا و بی دینی

ترویج اعتیاد و فرهنگ غرب

و سرانجام یکی از بی شرمانه ترین این صورتک های شیطانی که بر گرفته از کارتون فاسد غربی پینو کیو است
نه اینکه دراز شدن این دماغ تنها مبلغ آن کارتون غربی باشد،دراز شدن این دماغ استعاره کثیفیست از بی شرمی، از گسترش کثافت، فحشا و هوس رانی
بیایید بجای استفاده از نمونه ای غربی و آمریکایی از تولیدات داخلی استفاده کنیم تا ضمن جلوگیری از گشترش فحشا و بی دینی به سازندگی کشور عزیزمان نیز کمک نمائیم.نمونه های داخلی نه تنها قابل رقابت با انواع خارجی هستند بلکه از آن ها پیشی نیز میگیرند


  سلام...

بچه های بی معرفت....نظر بدین و وسر بزنین و ما را دلگرم کنید

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم....

 الهام

نوشته شده توسط الهام در ساعت 9:26 بعد از ظهر | لینک  | 


 

سلام به همه بر و بچ با معرفتی که به ما سر می زنن
اول اینکه این منظ و محدثه استاد سر کار گذاشتنن...حالا کل ردیف ها یه دور کامل می چرخه  هنوز اینا به قولشون وفا نمی کنن...خوبه حالا پنج روز تعطیل بودیم یکی نیست بهشون بگه :جون بکن!!! گفتم تعطیلی تو ذهنم اوون جمعه هایی رو تصور می کنم که عین خلا باید پا شیم بیاییم مدرسه  و از صبح تا شب کلاس های مختلف داشته باشیم تا حدی که این قدر جو می گیرتشون که برای مشاوره هم کلاس فوق العاده می زارن معلمای عزیز هم که فکر می کنن ما این ۵ روز رو رفتیم حال و صفا از اون جاست که اندازه ۶ روز رو از دماغمون در می یارن!!اوون اردو  هم که پرید  ..
  اما به قول بر وبچ انگاری قسمته یه پنج شنبه -جمعه بریم فشم()



  بگذریم.... منو منظ قرار گذاشتیم تا نظرات به 10 تا نرسه پست جدید ننویسیم...و در نهایت اینکه اگه همکاری نکنید ما هم بساط تخته سیاه هو از روی زمین بر می داریم و می ریم به همون وبلاگای فلک رده خودمون می رسیم.......پس تصمیم بگیرید و ما برای شما برنامه ویژه ای داریم(ناسلامتی امسال سال سومیم ها) 
راستی این منظ رو تعریف نکردم که عجب پدیده ایه..دیشب بهش زنگ زدم می گم: فردا تعطیله می گه :برو بابا !خلاطه اینکه هر چی زدم تو سرم که راست می گم باور نمی کرد در نهایت اینکه۲۵۰۰ (به تومن) ازش پول زور وگرفتم تا باور کرد که تعطیله وگرنه کوتاه نمی یومد که ...تازه قیمتو می خواست بالا هم ببره........اما آخر من به همون ۲ و نییییییییییییم راضی شدم و اینگونه از آلودگی هوا سواستفاده کرده و فکر پول و نان شب را نمودم
باتشکر از دوستان دست به جیب!!!

راستی از طریق همین پست تولد دوست خوبمون ع.ک(شناختین که؟)رو تبریک می گم.
فهلا..بابای...

 

نوشته شده توسط الهام در ساعت 6:52 بعد از ظهر | لینک  | 

  

 

تقویم سال جدید را ورق می زنیم
به دنبال روزهای تعطیل
اما هیچ وقت نخواهیم دانست
چه روزهایی
دلتنگ ترین روزهایمان خواهد بود

نوشته شده توسط الهام در ساعت 6:25 بعد از ظهر | لینک  | 

از اون 6 در که منذ گفت برو سراغ در چسبیده به اتاق شیشه ای...بچه ها پشت به تو!تخته رو به روت..! رو سکو میز معلم کنارش یه ردیف پنجره که رو به حیاط و کوچه باز می شه...بشین پشت میز معلم...(نترس!)رو به روت 3 تا ردیف لبریز از یه مشت بر و بچس با حاله! استاد(همان معلم خودمان!) حسابت اینگونه توصیف می کند: ردیف رو به روی میز معلمم شلوغ ترین ردیف کلاس..(دلیلشم یه امر واضحی است....!)ردیف وسطی متغیره و ردیف آخربه دلیل آب زیر کاه بودن خواب خوابن....!سکوت مطلق...!از همون جلو شروع می کنم...

شلوغ ترین ردیف :

میز اول : (A) این انسان با حال اشتباهی تو این ردیفه...! روحیاتش انگ ریدف سومه...! همواره آماده امتحان دادنه....!اگه درس نباشه...والیبال رو استاد می کنه...!

(R) قدی رشید...صدایی واضح...همواره با توپ بسکت می بینیش....ذاتا انسان با حالیه....الا مواقعی که ناگهانی جوش می یاره....

 (F) (از این میز تا 2 میز عقب تر آدماش با هم جابه جا می شن...از فرط علاقه زیاد به هم دیگه...)

استعدا سرشار الهی در این بچه موج می زنه...!تصمیم بر این داره که سال دیگه بره انسانی....ولی مگه می تونه دختر خاله های دو قلوش و دوستان عزیزشو از دست بده...؟!

(M) آدم که دختر ناظم مدرسه باشه باید در نظم و انظباط حرف اول رو بزنه.... دختر ناظم بودن هم برای خودش صفایی داره....

(Z) این یکی از قل هاست....دختر با حالیه..(من تعریف نکنم کی بکنه..؟) خانوادگی عشق والیبال درش فورانه...)

(Z) اون یکی قل...! 20 دیقه دیر تر پا بر این عرصه گذاشته....ولی تفاوت چندانی نداره با اوون یکی...به قول خودشون تا پاتی به راهه....حیف که می خواد دندون پزشک شه....

(M) استاد تاریخ مکان ای ن فرد رو مقر فر ماندهی کلاش وصف می کند..تا کلاس شلوغ شه معلم اولین جایی که نگاه می کنه همین جاست...!اگه آروم باشه معلم هم باور نمی کنه...پیشخودش فک می کنه :دود همیشه از کنده پا می شه....

میز آخر :  (Z) یک انسان پر شور و نشاط که در شلو غی کلاس کمک دست جلوییشه.....بچه با حالیه...تکواندو کاره....حساب کار خودتو بکن...

(Z) بچه آرومیه!ولی فرشته هم باشه اگه بغل دستی شو جلوییش Z وM باشن دووم نمی یاره....پایه و ثابت هر کاریه....!

ادامه برنامه در روز های آتی....

منتظر باشید...

نوشته شده توسط محدثه در ساعت 11:52 قبل از ظهر | لینک  | 

 

-قرار بود در این پست ادامه معرفی بروبچ کلاس رو بنویسم اما به دلیل جدید بودن مطلب زیر خواستم به روز باشم و بعدا حتما از خجالت بقیه در میام .

عرض به حضور شما که امروز اندر باب گرفتن چاه دستشویی های دم کلاس چند تن عمله کار ماهر و ریتمیک ! (توی یه پست از ریتمیک هم براتون می گم...) به مدرسه ما اومدن....

ماجرا از اون جایی شروع شد که در هفته پیش هر دبیری به دستشوویی می رفت ، احتمالا ساعتش می افتاد توی چاه و در فقدان زمان سنج ، حدود ۱ ساعت بعد می اومد بیرون .!!!

تا اینکه امروز زنگ اول صداهای ناهنجاری از توی دستشویی به گوش میرسید که واقعا آدم نمیدونست اینا صدای چیه! . بعد از ۸۵ دقیقه تحمل این وضع، زنگ تفریح یه نفس راحت کشیدیم . اما چشمتون روز بد نبینه....

در ابتدای زنگ جبر یک دستی نمیدونم از کجا ، اومد و در کلاس ما رو بست . بعد به ترتیب چندین کله عمله شیک ، از مقابل پنجره در کلاس عبور کرد و به علت کوتاه بودن قد چندتاشون، فقط بیل و کلنگشون معلوم بود. حالا اینا هیچی..

یه خورده که گذشت دیدیم کلاس داره می لرزه  و صداها چنان می نمایاند که هر لحظه امکان بیرون آمدن کلنگی از وسط تخته وجود دارد... تازه به ریتم این صداها عادت کرده بودیم  که موج دیگری از اصوات به آن صداهای قبلی اضافه شد . اول من خیال کردم بیرون دارن آب هویج می گیرن اما با توضیحات دوستان عزیز متوجه شدم  که این صدای آبمیوه گیری نیست بلکه صدای ماشین تخلیه چاه است که در حال انجام وظیفه می باشد . تا آخر زنگ جبر این موزیک آرامبخش زیر صدای معلم بود اما زنگ تفریح خبری از آن نبود!!!

زنگ بعد با اطمینان خاطر که همه سر و صداها تموم شده رفتیم سر کلاس. شاید۵ دقیقه هم نگذشته بود که اولین کلنگ آن کارگر شریف ، بر یه قسمتی از دستشویی فرود آمد و به دنبال آن کلنگها به طور متوالی بر زمین می خورد . واقعا توصیف آن صدای دل نواز از توان من خارج است...

اندکی بعد انگار یکی آن زحمت کشان جامعه را عصبی کرد. به حدی که دیوار کلاس که خوبه، داشت همه مدرسه داشت میریخت پایین ... اون وقت ما دینی داشتیم . صدای معلم هم که رسسسساااااا  !!!

کاملا متوجه تک تک کلمات معلم میشدیم . مخصوصا آن زمان که عمله ها با عصبانیت کلنگها رو به لوله شوفاژ می کوفیدند و آنهارا از جا در می آوردند.

جاتون خالی...

البته عمله ها حق داشتند، که برای آسانی کار و افزایش فضای کار ، دیوارهای روبه کوچه ی دستشویی را خراب کرده و هرچه لوله و شوفاژ و ... است ، از جا در بیاورند!!!! مگه نه؟

مخلص کلوم:مراحل کار کارگران از روی صداها قابل تشخیص و به شرح زیر بود:

 ۱- کندن در دستشویی

۲- کندن کاسه توالت ها

۳-تخلیه چاه

۴- کندن چاه جدید

۵- خراب کردن دیوار ها و اپن کردن دستشویی ها

۶-چون دستشویی اپن به سلیقه مسئول مدرسه هماهنگی نداشت، کل دستشویی را خراب کردند

۷- کم آوردن فضا و اقدام به تخریب کل مدرسه ، برای ساخت  دستشویی مجدد ، مدرن ، بزرگ ، با ظرفیت چاه بالا ، و از همه مهمتر اسلامی!

از همه دوستان با حالی که مطلب رو می خونن و زحمت نظر دادن رو هم می کشن ، متشکریم

نوشته شده توسط منظ در ساعت 5:57 بعد از ظهر | لینک  | 

وقتی از در مدرسه وارد میشی به سمت راست برو . اگه از  یله ها ۲ طبقه بالا بری به ۸ تا در میرسی . اینجاست که ۶ تا راه داری :

۱- وارد کلاس سمت راستی بشی.

۲-وارد اون دفتر شیشه ای بشه . ولی توصیه می کنم هر چه بیشتر فاصله خودت رو از این مکان حفظ کن واز اون دور شو. چون....

۳-اگه مشتاق امتحان دادن هستی ، میتونی وارد یکی از درهای روبروت بشی و امتحان بدی. ( البته فعلا به دلیل نقاشی و نوکاری و خوشگل سازی ، این مکان تعطیل است)

۴-اگه مشکلات خیلی بهت فشار میاره، می تونی وارد این قسمت بشی و خودت رو تخلیه کنی( WC )

۵- وارد کلاس سمت چپ بشی.

۶-دمت رو بذاری رو کولت و با سرعت جت از همون راهی که اومدی برگردی و از مدرسه فرار کنی ( بهترین راه ممکن همینه !!!)

فعلا بیا توی کلاس سمت چپ ، بعد هر کاری دلت خواست بکن :

ـ از در این کلاس که وارد میشی ، اگه جلوی پات رو نگاه نکنی، مستقیم بری می خوری به سطل آغشال . سمت راست بری پات گیر میکنه به پله( در هر ۲ صورت میخوری زمین!!!)

برو اول از پنجره های سمت راست کلاس یه نگاه به کوچه بنداز .فقط مواظب باش به میز معلم نخوری !!! هر آنچه در کوچه(مخصوصا حدود ساعت ۱) دیدی ، فراموش کن. چون بد آموزی داره...!!!!!!

روبروت ۳ ردیف میز و صندلی چیده شده .توی هر ردیف ۵ تا میز هستش که پشت هر میز ۲ تا آدم تشریف دارن. حالا این آدما چه جورین؟؟

میز اول از سمت پنجره:

(M)یک بچه ی بانشاط،با حال، خونسرد ، مو قشنگ! ،بی رودربایسی و وظیفه شناس در زمینه مبسر بودن هستش . البته تیکه خورش از معلمها مخصوصا دبیر ادبیات ، ملسه . این بشر به جای اینکه بیاد مدرسه معمولا میره هتل ۵۰ ستاره. با تمامی تسهیلات !!!!!

( S)وقتی باهاش حرف میزنی یا ازش چیزی می پرسی ، فقط لبخند میزنه . دریغ از یخورده اظهار نظر!!.تازه!، تویه جامدادیش هم همیشه چیزای شوموس زیاد داره .

میز بعدی:

(E&F) هردوتاشون خیلی خوبن ،خیلی هم ساکتند. همش هم درس می خونن. وای حوصلم سر رفت .برو میز بعد:

(R) این هم از اون آدمایی هستش که اگه پیشش بشینی ، بعد چند دقیقه می گی: حالا بیا در مورد یه چیز دیگه سکوت کنیم!!

( M)بقیه رو از سطح بالا تری نگاه می کنه ( خدا شانس بده!) . یکی نیست ازش بپرسه اون بالاها هوا چه طوره؟!!

میز چهارم:

(Z) یه دختر خاله داره خیلی گوگوریه. خودش هم علاقه به زدن پاپیون نارنجی به مو  های بروبچ بزنه !!

(M) خیلی گل گلی هستش و تنها کاربردش تویه کلاس موقع روخوانی از رویه درسه!!

میز پنجم:

(N) از دست بغل دستیش همینجور زجر می کشه ! (آخی) . خیلی هم به زدن خر علاقه داره !

(F) بیرون از کلاس همه میشناسنش واز هر کس  بپرسی  میگه: همون قد بلنده ....!! انقدر روابط عمومیش قویه که فکر کنم بعدا جای خانم X در مدرسه به زور استخدامش کنن ! کلا ،هم باحاله،هم بامزه ، هم شاد . موقع درس جواب دادن هم مثل سوسک پر کنده میشه !!!

میزه بعد : مگه هر ردیف بیشتر از ۵ تا میز داره؟؟ برو ردیف وسط :

۲۰ تا آدم باقی مونده رو هم در پست بعدی براتون معرفی می کنم . فعلا خسته شدم....

نوشته شده توسط منظ در ساعت 4:18 بعد از ظهر | لینک  |